خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
خودش را حراج می کند.خودت را حراج نکن!تو ارزش داری،هرکس همه زندگی تو را تامین کرد،حق دارد به تو نگاه کند.نه هرکس مفت کنار خیابان با یک بستنی،با یک لبخند،با یک پیامک... تو گران هستی،چرا خودت را حراج کردی؟ می گوید:آقای قرائتی!حالا این دو تا تار مو را گیر نده،خیلی ها گناهان بزرگتر کردند.می گوید:این چیزی نیست.اینکه می گویی:چیزی نیست،دیگر خدا نمی بخشد. ببین اگر من یک سنگی،از این سنگ های کوچک که به نان سنگک چسبیده بزنم به سر شما،بگویی:آخ! بگویم:چیزی نیست،شما بیشتر عصبانی می شوی.اما اگر یک سنگ یک کیلویی از دست من افتاد خورد روی پای شما،پای شما خونی شد،بگویم:ببخشید،می بخشی! یک کیلو را می بخشی،یک مثقال را نمی بخشی! چون یک مثقال را می گویم چیزی نیست! شما مبلغ سنگینی بدهکار باشید بروید نزد بستانکار بگویید:آقا من یک مقدار به شما بدهکار هستم،فعلا ندارم،انشاءالله بعدا می دهم.می گوید:اشکالی ندارد. اما اگر یک مبلغ کمی بدهکار هستی،بگویی:حالا چه خبر است،چیزی نیست!طرف از این بیشتر ناراحت می شود. حالا این دو تا تار مو که چیزی نیست،حالا یک شب که شب عروسیه،حرف نماز رو نزن،عروس آرایش کرده،حالا وضو بگیرد،کلی لاک به دست هایش زده است.حالا یک شب که صد شب نمی شود.حالا نمازت را بعدا بخوان... اینکه آدم بگوید:حالا شب عروسی است،حالا مهمانی است،حالا... گناهی آدم انجام بدهد و بگوید این چیزی نیست،خدا این را نمی بخشد.میکروب چیزی نیست،کوچولو است ولی انسان را از پا در می آورد.پوست خیار چیزی نیست،ولی یک وزنه بردار حرفه ای را ممکن است ویلچری کند. تا قبل از خوندن این مطلب،ورد زبونم برای هر کوتاهی در انجام وظایفم این بود که گناهان کوچک رو به حساب نمی آوردم و هیچ وقت نمیفهمیدم اینکه میگن کوچک شمردن گناهان،یکی از گناهان بزرگ است،یعنی چی! یکی از ویژگی های بارز استاد قرائتی،اینه که احادیث و روایت ها رو با لحنی قابل فهم بیان می کنند.فکر کردم شاید خیلی از ما،به این درد گرفتار باشیم و غفلت کردیم.امیدوارم خوندن این مطلب و درک اون بتونه به خیلی ها مثل من کمک کنه.
پ ن:پیامبر اعظم(ص):همانا ابلیس به گناهان خرد انگاشته شما خشنود است. پ ن:هر کلاغی،شاهین نیست! پ ن:و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر! شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد... ماه را ریسه بسته اند انگار،کوچه پس کوچه ها چراغان است باد با زلف قاصدک خیزش رفته و بی قرار آمده است زره ات را ببر علی بفروش،خواهر ذوالفقار آمده است همه جا با ورود این بانو عطر لبخند سیب پیچیده،در دل صاف خانه ای ساده،شوق امن یجیب پیچیده پدرش سخت خیره اش شده است،نور خود را نتیجه می گیرد! ذوق کرده خدا در اینکه نبی،بچه را از خدیجه می گیرد،از کجا آمده خدا داند! خلقتش قبل خلقت آب است،زیر پایش بهشت افتاده از قدم های نو بهاری او عطر گل های یاس می آید با نگاهش فرشته مانوس است،ظاهر انسیه،باطنش حور است پس نبی نه،علی نه،او زهراست،در نبودش چه طعنه ها که نخورد شان کوثر بابا! مادر بابا،رتبه اش آنقدر که بالا بود بوسه می زد به دست او بابا قبل هر فریضه ذکرش بود،السلام علیک یا زهرا(س) تار و پودی ز چادرت بانو،رشته توسل ما شد،کارمان به هر زمان پیچید،گره کارمان به دست تو باز شد آسمان،سجده دعایت بود،هر نمازت نیازمندم کرد ما زمین خورده شما هستیم،دست لطف تو سربلندم کرد صابر خراسانی
پ ن:باید عینکم را بشکنم!فوج فوج آدمک هایی محاصره ام کرده اند که اندازه واقعی شان هنوز به دستم نیامده است! پ ن:به امید روزی که همه پیامک های تبریک جهان این باشد: مهدی فاطمه آمد در حالی که صدای آمریکا و بی بی سی سرود یاد مستان می دهند،ما به جای اقدام عملی و سریع برای پایان بخشیدن به قائله به تاریخ متوسل می شویم و اسناد و مدارکی را که روشنتر از روز است عرضه می داریم.بحث تاریخی و بیان و ارائه مستندات بارها انجام شده است،اگرچه مقامات دولتی متاسفانه موضوع را بلافاصله پس از دورانی فراموش می کنند،اما دانشمندان و محققان ایرانی نه فقط در ایران که در مجامع بین المللی در این رابطه سخن گفته اند. طرح استانی شدن جزایر خلیج فارس اقدامی مهم از جانب دولتمردان است که با اجرایی شدن آن آب سردی است بر پیشانی شیوخ امارات نشین! دولت باید سرمایه گذاران جوان را تشویق کند،با شور و هیجان جزایر خلیج فارس را آباد سازند،بسیاری از سرمایه گذاران غیرتمند،هم عرق ملی،هم احساسات عمیق اسلامی و هم شور و کار و فعالیت دارند که می توانند در کنار دولت فعالیت کنند،چنانکه در جزیره کیش این سرمایه گذاران بخش خصوصی بودند که این جزیره زیبا را آباد کردند.
پ ن:توصیه مردم ابوموسی به همسایه کوچولوی خلیج فارسی مان:ما مراقب ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچکمان هستیم،شما مراقب تنبانتان باشید! پ ن:آرزو نمی کنم که بیایی!آرزو می کنم وقتی آمدی چشمانم شرمسار نگاهت نشود،چون همه می دانند که می آیی... دست به قنوت و سر بر سجده شکر می گذاردم این روزها،نه از شوق بارش،نه در طمع آب و سبزه و زندگی! که تو را در هر لحظه،در هر نفس،آرزویی اجابت شده می یافتم،شمیم قدسی نفست را بیخ گوش انتظارم در هوای تازه زندگی. شما،آقا از جنس بارانی،از خاندان کوثری. شما گویی در هر لحظه از این روزها دست نوازش می کشیدی بر تشنگی جانمان و آبرفت های خشکیده اعتقادمان را سیراب می کردی. مولای من،در هر بارش و هر ظرفی که از آسمان عنایت خداوندی بر سرزمین بندگی ما نازل می شود،وجهی از ماه رویی شماست که شکوفه را به دلبری و بنفشه را به حیات،سبزه را به قد قامتی و بید را به رکوع می کشاند. زمین و زمان مهیای آمدنت به جشن نشسته اند،جان ما تو گفته ای: چشم انتظاریم...
پ ن:خدای بزرگم را شاکرم که در آغازین روزهای بهاری سال۹۱،چشم و دل مشتاقم به رویت جمال نورانی مولا و مقتدایم،حضرت امام خامنه ای،در ملاقاتی حضوری نصیبم گردانید. پ ن:امروز همه،حتی کودکان ما هم می دانند که مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان! اما من منتظر می مانم و روزی فرا خواهد رسید که مهدیه اسم زمان خواهد شد و فاطمیه اسم مکان. اکنون به یمن برخورداری از این نعمت عزیز و گوهر بی همتا،رو به آفتاب تابان می ایستیم و با خلوص تمام از بن جان می گوییم: سلام بر سید گل ها،سلام بر همه سال های دیدار یار و دلدار! سلام بر تو،که نفس گرم حسینی ات حماسه های تابناک ما را بی غبار می سازد. سلام بر تو،که ذهن ما را پیوسته سرشار از گلاب ناب ایمان می کنی. سلام بر تو،که خوشه های خشم امت مسلمان را در شوره زار دنیا می پراکنی. سلام بر تو،که از رنگ و بوی گل نرگس سرشاری. سلام بر تو از هر سپیده دمان تا هر شامگاهان،از این بهاران تا همه بهاران...




پ ن:چشمهایم از دلم رنجیده اند،هرچه را دل خواست آنها دیده اند،در عوض یک کار مشکل خواستند!دیدن موعود از دل خواستند،چون نباشد دل پی دریای نور،بسته باشد دیده هنگام ظهور،مهدیا!دل را خودت یاری بده،چشمهایم را تو دلداری بده...
| Design By : Pichak |



